البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانوني هم تدوين  نشده كه فكرش را منع كرده باشد****

اگر عمر دوباره داشتم مي كوشيدم اشتباهات بيشتري مرتكب شوم.****

 همه چيزرا آسان مي گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مي شدم.****

 فقط شماري اندك از رويدادهاي جهان را جدي مي گرفتم. اهميت كمتري به بهداشت مي دادم.****
به مسافرت بيشتر مي رفتم. از كوههاي بيشتري بالامي رفتم و در رودخانه هاي بيشتري شنا مي كردم.****

بستني بيشتر مي خوردم و اسفناج كمترمشكلات واقعي بيشتري مي داشتم و مشكلات واهي كمتري.****

 آخر، ببينيد، من از آن آدمهايي بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلي عاقلانه زندگي كرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز.****

 اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشي داشته ام.اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشي بيشتر مي داشتم.*****

من هرگز جايي بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروي قرقره، يك پالتوي باراني و يك چتر نجات نمي روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفرمي كردم ****

اگر عمر دوباره داشتم،وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مي رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مي دادم****.

از مدرسه بيشتر جيم مي شدم. گلوله هاي كاغذي بيشتري به معلم هايم پرتاب مي كردم****.

سگ هاي بيشتري به خانه مي آوردم. ديرتر به رختخواب مي رفتم و مي خوابيدم. ****

بيشترعاشق مي شدم. به ماهيگيري بيشتر مي رفتم. پايكوبي و دست افشاني بيشتر مي كردم. ****


در روزگاري كه تقريباًهمگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسي وخامت اوضاع مي كنند،****

من بر پا مى شدم و به ستايش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مي پرداختم.****

 زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مي گويد" شادي از خرد عاقل تر است "****

اگر عمر دوباره داشتم، گْلِ مينا از چمنزارها بيشتر مي چيدم****

پ ن ۱: یکی نیست بگه" دان هرالد" اگه اینکارایی که گفتی می کردیو که  ۷۷ سال زندگی نمی کردی!!

پ ن۲ :عمری ست اسیر صحنه سازی هستیم

          ازبازی سرنوشت راضی هستیم

          داریم به دور خودمان می چرخیم

          مانند  قطار  شهر بازی  هستیم.

پ ن ۳: یه دردایی هست که گذشت زمان کمرنگش نمیکنه هر موقع یادت بیاد تازگیه همون لحظه ی اولو داره این فکرم یکی از همون درداست.

پ ن۴: امسال رو هم به خودم فرصت می دم واسه طی کردن پله های ترقی   اگه نشه می رم تو خط تی کشدن پله های ترقی