
جهان امروز جهان تغيير است.
تصور محيطي ايستا و با تغيير اندك غير ممكن مي نمايد. اما شيوه ي اداره ي اين محيط نيازمند شناخت جنبه هاي مختلف آن است.
مديريت تغيير واكنش هاي مدير نسبت به تغييرات محيطي است.عموما هدف مديريت تغيير پايين آوردن سطح اختلال در فعاليت ها است.
از سوي ديگر هر تغيير را مي توان مترادف با فرصتي براي رشد و پيشرفت دانست. اما اين تغييرات براي كاركنان در ديد اول يك تهديد به شمار مي رود. در برابر تغييرات گسترده ،نيروي انساني عكس العمل هاي متفاوتي نشان مي دهند.عموما كارمندان تغيير را با ترس مي پذيرند.اما لازمه ي مديريت مناسب اين تغييرات ،هماهنگ كردن نيروي انساني در يك جهت است.و رمز دستيابي به اين هماهنگي شفافيت در ارتباطات مي باشد.
منبع اين تغيير ممكن است داخلي باشد (هنگام بازنگري هاي سالانه مدير نياز به تغيير را احساس كند) چنانچه منبع تغيير خارجي باشد نيز نيازمند واكنش مناسب مدير مي باشد.
كرت لوين براي ايجاد تغيير 3 مرحله را در نظر مي گيرد: خروج از انجماد - تغيير - و سپس انجماد مجدد و بازگشت به ثبات و پايداري را ارائه داد.
تغييرات موفقيت آميز نيازمند روشن بودن همه ي اجزاي آن و رهبري مناسب،ارتباطات شفاف و مداوم است.
انواع تغيير:
مدل پستل طبقه بندي مناسبي را براي جدا سازي انواع تغييرات ارائه مي دهد.
(POLITICAL, ECONOMIC, SOCIAL, TECHNICAL, LEGAL=PESTEL) سياسي، تجاري، اجتماعي، تكنيكي، قانوني و اخلاقي، ممكن است يك روش مفيد براي دسته بندي اين تغييرات فراهم كند. (همراه شدن چند مورد از اين تغييرات= تغييرات چند وجهي)
مدل ادكار:
يكي از ابزارهايي كه براي شناخت نارساييهاي فرايند تغيير به كار مي رود مدل ادكار است.
تمايل = DESIRE آگاهي = AWARNESS توانايي =ABILITY دانش = KNOWLEDGE تقويت = REINFORCEMENT
در طي مسير تغير اين مدل يك ابزار هدايت كننده است.
پ.ن : تبریک میگم ما حالا دیگه به همه ی حقوق مسلممون دست پیدا کردیم.دیگه راحت باشین .همه چی حله!!!!!
پ .ن : آیا زنان انسان هستند؟؟
