
ديدن چهره ي غمگين پيرزني كه به خاطر اعتياد پسرش اشك ميريزه
ديدن چهره ي مادر نگراني كه سرنوشت فرزندش رو مبهم مي بينه
ديدن چهره ي زن جووني كه بار زندگي رو به دوش مي كشه
ديدن واقعيت زندگي منو آزار مي ده. من دوست دارم يه پست ستادي داشته باشم كه واقعيت رو نديده بگيرم و ايده آل فكر كنم و نظر بدم. من دوست دارم توي محيط كارم با آدماي محدودي سرو كار داشته باشم اين طوري غم كمتري رو مي بينم.
نه من ضعيف نيستم من فقط چيزايي رو كه دوست ندارم نمي بينم.من ادراك انتخابي قوي اي دارم.
تو حل يه مسئله و برنامه ريزي سعي ميكنيم با در نظر گرفتن همه ي محدوديت ها و تابع كلي يه جواب بهينه بدست بياريم.با اينكه يه ناحيه ي جواب كلي داريم كه شامل جوابايي مي شه كه همه تو مسئله صدق مي كنن ولي معمولا فقط يه جواب بهترين وجود داره كه مسئله از اون بهتر نمي تونه حل بشه.
زندگي مام مثل همون مسئله مي مونه با يه سري محدوديت .لبخند امروز من يعني من تو نقطه ي بهينه ام.. شما چطور؟؟؟
پ ن : مي گه من موندم تو اين همه روحيه و انرژي رو از چي مي گيري !! نمي دونه من تو رو دارم .
يه ساله ديگه ام گذشت.سال نويه همتون مبارك.. ان شااله سال خوبي باشه واسه همتون. هميشه سلامت باشين و با آرامش خيال به همه ي كاراتون برسين. من كه انگار هنوز تو سال 84 موندم.شايد چون تمام فعاليتاي اين چند سالو مي تونستم تو همون سال انجام بدم شايد چون اين چند سال رو همون پله اي كه بودم هستم شايد چون كاري كه ارزش افزوده داشته باشه انجام ندادم و شايد چون با تو بودم و همه اين سالا زود گذشته و هيچ مسئله اي رو ناراحت كننده نديدم و بهم خوش گذشته و گذشت زمان رو حس نكردم.خيلي كارا تو ذهنم هست واسه سال 87 . يه عالمه تغيير. استارت رو زدم - اگه خدام همكاري كنه و نزنه رو ترمز -
شبي كه ماه مراد از افق شود طالع بود كه پرتو نوري به ببام ما افتد...
پ ن 1 : همچنان خيلي از وبلاگايي كه اين كنار هست سر مي زنم ولي بدون رد پا.
پ ن 2 : خيلي دوست دارم يه كارگاه آموزشي يا سمينار يا هر چيز ي راجع به كنترل پروژه رو شركت كنم ممنون مي شم اگه اطلاعي دارين راهنماييم كنين.
